تبلیغات
عمربن خطاب
 
عمربن خطاب
عمربن خطاب کیست؟ دارای چه شخصیتی است؟ او را می شناسید؟
                                                        
درباره وبلاگ

این سایت به معرفی شخصیت مهم و برجسته عمربن خطاب در تاریخ صدر اسلام می پردازد و نقش بی بدیل او در اتفاقات بزرگ مانند غدیر و سقیفه و شهادت معصومین را بازگو می کند. شاید خردمندان متذکر شوند.
مدیر سایت : یا محسن بن علی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا مطالب این سایت برای شما مفید واقع شده است؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

از فرمایشات عمربن خطاب: بر باسن هم می توانید سجده کنید!!!!

از جمله بدعتهای مضحک عمربن خطاب که الان می توان در نمازهای جماعت مسجد الحرام و مسجد النبی در فرقه وهابیت دید سجده بر پشت یا باسن مأمومی که در صف جلوتر حضور دارداست.



حدثنا أبو داود قال حدثنا سلام عن سماک بن حرب عن سیار بن المعرور قال سمعت عمر بن الخطاب یخطب وهو یقول یا أیها الناس إن رسول الله صلى الله علیه وسلم بنى هذا المسجد ونحن معه والمهاجرون والأنصار فإذا اشتد الزحام فلیسجد الرجل على ظهر أخیه(1)
ترجمه:از عمر شنیدم که بر روی منبر می گفت : ای مردم ، رسول خدا (ص) این مسجد را که بنا کرد ، ما و مهاجر و انصار بودیم پس اگر شلوغی به شما فشار آورد ، شخص بر روی پشت(باسن) برادر خویش سجده کند !

عبد الرزاق عن معمر عن الاعمش عن مسیب بن رافع أن عمر بن الخطاب قال من اشتد علیه الحر یوم الجمعة فی المسجد فلیصل على ثوبه ومن زحمه الناس فلیسجد على ظهر أخیه(2)
ترجمه:عمر گفت هر کس که در روز جمعه گرما بر او فشار آورد ، روی لباس خویش سجده کند، و کسی که مردم به او فشار آوردند ( و جا برای سجده نداشت) روی پشت برادر خود سجده کند.





نوع مطلب : و دستبرد در احکام الهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




در کتاب اسرار آل محمد ترجمه کتاب سلیم بن قیس هلالی متوفی 76 هجری اولین کتاب حدیثی و تاریخی از قرن اول اسلام و مقابله شده با 14 نسخه خطی، تألیفی از زمان امیرالمؤمنین علی (ع) با تأیید پنج امام معصوم (ع) و اعتماد 140 تن از علمای اسلام آمده است:

سپس ابوذر و مقداد به اجبار بیعت کردند، و احدی از امت غیر از علی (ع) و ما چهار نفر به اجبار بیعت نکردند، و در بین ما هم احدی گفتارش شدیدتر از زبیر نبود. او وقتی بیعت کرد چنین گفت: ای پسر صهاک، به خدا قسم اگر این طاغیانی که ترا کمک کردند نبودند تو در حالی که شمشیرم همراهم بود نزدیک من نمی آمدی، به خاطر پستی و ترسی که از تو سراغ دارم، ولی طاغیانی یافته ای که به کمک آنان قوی شده ای و قهر و غلبه نشان می دهی.

عمر عصبانی شد و گفت: آیا نام صهاک را می آوری؟ گفت مگر صهاک کیست؟! و چه مانعی از ذکر نام او هست؟

صهاک زنی زناکار بود، آیا این مطلب را انکار می کنی؟ آیا کنیز حبشی جدم عبدالمطلب نبود که جدّ تو نفیل با او زنا کرد و پدرت خطاب را بدنیا آورد. عبدالمطلب هم صهاک را بعد از زنایش به جدت بخشید و بعد خطاب را به دنیا آورد. خطاب غلام جد من و ولدالزنا است!

---------------------------------------------------------------------------------

در بحار ج8 قدیم ص295 چنین روایت کرده است: صهاک کنیز حبشی عبدالمطلب بود و برای او شتر می چرانید. نفیل با او زنا کرد و خطاب را به دنیا آورد. خطاب وقتی به سن بلوغ رسید به صهاک طمع کرد و با او زنا نمود و دختری به دنیا آورد. آن دختر را در پارچه ای از پشم پیچید و از ترس مولایش او را بر سر راه گذاشت. هاشم بن مغیره او را دید و برداشت و تربیت کرد و نامش را حنتمه گذاشت. وقتی حنتمه به سن بلوغ رسید روزی خطاب او را دید و در او طمع کرد و او را از هاشم خواستگاری نمود. هاشم ام را به ازدواج خطاب در آورد! و عمربن خطاب متولد شد. بنابراین خطاب پدر و پدربزرگ و دایی عمر است و حنتمه مادر و خواهر و عمه او است!!!

 

منبع:

کتاب اسرار آل محمد ترجمه کتاب سلیم بن قیس هلالی، انتشارات دلیل ما، چاپ دوم: زمستان 1380





نوع مطلب : عمربن خطاب و نسب او، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




عمربن خطاب و حرام کردن متعه (بدعت آشکار) 2

     

ترجمه متون مشخص شده : ابو محمد گفت : صیغه ( متعه ) قدیمی نشده است و برای ازدواج است و در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حلال بود سپس خداوند تعالی نسخه کرد بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسخه ای کامل تا روز قیامت ، و تثبیت شد توسط جماعتی از اجداد که اسامی آنها : دختر ابوبکر ، جابربن عبدالله ، ابن مسعود ، ابن عباس ، و معاویه پسر ابوسفیان ، و عمر بن حریث ، و ابوسعیدالخدری ، و سلمة ، و معبد پسران امیه پسر خلف ، و روایت جابربن عبدالله از جمیع صحابه زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم. و زمان ابوبکر ، و عمر تا نزدیکی پایان یافتن خلافت عمر ، اختلاف ایجاد شد در اجازه گرفتن از پسر زبیر. و از عمر بن الخطاب همانا که او انکار کرد متعه را و از تابعین : طاوس و عطاء. و سعیدبن جبیر.

 

و لذا فخر رازی از امیرالمومنین علی علیه السلام نقل کرد:

لولا نهی عمر عن المتعه  ما زنی الا شقی .(3)

اگر عمر متعه را حرام نکرده بود زنا نمی کرد مگر شقی ..

 

اتفاق شیعه وسنی در تعریف متعه و ازدواج دانستن آن:

ابو عمر (بن عبد البر) گفته است که هیچ یک از علمای سلف و گذشته در این اختلاف نداشته اند که متعه ، ازدواجی است که در آن ارث نیست و جدایی در آن با گذشتن مدت و بدون طلاق صورت می گیرد . وابن عطیه گفته است : متعه این است که شخص با زن ازدواج کند و دو شاهد و اذن ولی داشته باشد و تاریخ (برای انتهای عقد) معین کند . و چنین است که ارثی در بین آن دو نباشد و اینکه هر مقداری را که بر آن موافقت نمودند ، (به عنوان مهر زن ) به وی بدهد . پس وقتی که مدت زمان گذشت دیگر مرد راهی بر این زن نخواهد داشت ( دیگر همسر او نیست ) و زن باید عده نگه دارد . زیرا فرزند در متعه به پدر ملحق می شود . پس اگر این زن عده باردار نمی شد (عده نداشت) برای دیگران حلال می شود ( می توانند با وی ازدواج کنند) .تفسیر طبری ج5 ص 12 سوره نساء  ذیل آیه 24تفسیر قرطبی  ج5 ص132

 

اسناد:

1) تفسیر رازی ج 3 ص 201





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




عمربن خطاب و حرام کردن متعه (بدعت آشکار)

عمر گفت : متعتان کانتا علی عهد رسول الله و أنا أنهی عنهما

دو متعه در زمان رسول الله حلال بود من حرام می کنم ؛متعه حج و متعه نساء. دو متعه در زمان پیامبر بود و من از ان نهی می کنم. متعه حج و متعه نساء. (1)

 

و علتش واضح است متعه را حرام کرد تا حاجی زنش بر او حرام شود و زنا زیاد گردد و دشمن امیر المومنین علیه السلام زیاد شود.

در زمان حال عده ای وهابیی می گویند در زمان خود پیامبر اکرم (ص) متعه حرام بوده و برای این که دروغ این جماعت آشکار شود به روایات زیر توجه بفرمایید:

در کتاب صحیح مسلم جلد 1 چاپ دار طیبه صفحه 632کتاب النکاح آمده:

        

روایت است از محمد بن عبدالله بن نمیر الهمدانی ، روایت است از ابی ووکیع و ابن بشر از اسمعیل از قیس گفت شنیدم عبدالله می گوید ( ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به جنگ رفتیم و برای ما زنی نبود پس گفتیم  خود ارضایی کنیم پس پیامبر ما را نهی کردند سپس اجازه دادند به ما که با زن ازدواج کنیم برای مدت کوتاه سپس عبدالله خواند :

ای کسانیکه ایمان آوردید حرام نکنید آنچه خداوند حلال قرار داده است برای شما و تجاوز نکنید همانا خداوند متجاوزین را دوست ندارد. (2)

 

اسناد:

1)المغنی ابن قدامة ج 7 ص 527. و المحلی ابنحزم ج7 ص 107 تفسیر قرطبی ج2 ص 167 و  وکنزالعمال ج 8 ص 293 و البیان و التبیین جاحظ ج 2 ص 223و ...

2)سوره مبارکه مائده آیه 87





نوع مطلب : و دستبرد در احکام الهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شجاعت عمربن خطاب و عایشه در جنگ ها !!!

عایشه که یکی از افتخارات او آن است که در جنگ خندق از جمله فرار کننده ها بود، می گوید: پس از فرار وارد باغی شدم جمعی از مسلمان ها را دیدم که در آنجا پنهان شده بودند، از جمله آنها عمربن خطاب و طلحه بودن و... !!!

اسناد:

کنزالعمال ج10 ص443 ش30077

مسند احمد حنبل ج6 ص141





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جهالت عمربن خطاب درباره نماز عید

... روزی عمر برای خواندن نماز عید(فطر یا قربان)خارج شد پس کسی را فرستاد دنبال ابو واقدلیثی (یکی از صحابه) تا از او بپرسد که پیامبر در مثل چنین روزی در نمازشان چه سوره هایی را می خواندند.

او گفت:سوره قاف و اقتربت (سوره قمر)

جدن آبروریزی نیست!!؟که کسی خودرا خلیفه رسول خدا بداند و در خواندن یک نماز عید هم جهالت و نادانی داشته باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نمونه ای از شکم چرانی عمربن خطاب و خوردن ملخ

همان طور که همه می دانیم در اسلام برای همه کارهای ورفتارهای ما در زندگی در قرآن و احادیث دستور عمل آمده از جمله خوردن حالا ببنید کسی که خودرا خلیفه رسول خدا می داند به اعتراف مریدانش چقدر شکم چران بود و...البته حقیر حق می دهم که شاید برای خیلی ها با این مطلب زیاد مهم نباشد و بگویند آنقدر این شخص رزائل اخلاقی دارد که این رفتار درش گم است 

عبدالله بن عمر می گوید:پدرم عمر را دیدم که دهان خود راباز می کندمی بندد و در نقل دیگر آب از دهانش سرازیر است ،سوال کردم ای رهبر مسلمین تورا چه شده!؟ پاسخ داد: دلم هوس ملخ بریان شده کرده(1)

انس بن مالک نقل کرد: عمر را در وقتی که بر مسند حکومت تکیه زده بود می دیدم که هر روز پیمانه ای خرما برای او می آوردند و او تمام آنرا تا خرماهای پوسیده را می خورد(2)

 

اسناد:

1-کنزالعمال ج12ص648ش 35976 .

2-کنزالعمال ج12ص612ش35899 شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج12 ص66





نوع مطلب : و شرب خمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جهالت عمربن خطاب در مسائل حج

ازحارث بن عبد اللّه آمد: از عمر پرسیدم که زنى روز عید (قربان) طواف مى ‏کند سپس حائض مى ‏شود (چه باید بکند؟) و گفت: آخرین عهد او خانه خدا باشد. (یعنى طواف). حارث گفت: رسول خدا (ص) اینگونه به من فرمود:عمر گفت:  بر زمین بیفتى، از من چیزى پرسیدى که خود از رسول خدا (ص) پرسیده بودى که من مخالف آن را بگویم!؟(1)

وهمچنین :حارث بن عبد اللّه بن اوس می گوید: از رسول خدا (ص) شنیدم که‏ مى ‏فرمود:  کسى که حج یا عمره بجا آورد آخرین عمل او طواف باشد (ظاهرا مراد، طواف وداع است). و عمربن خطاب به او گفت: بر زمین بیفتى، تو این را از رسول خدا (ص)شنیدى و به ما نگفتى؟!(2)

اسناد:
1)سنن أبی داود، ج 2 ص 208، کتاب المناسک، باب الحائض تخرج.مسند احمد، ج 5 ص 261.
2)سنن ترمذى، ج 3 ص 282، کتاب الحج، باب 101، ح 946





نوع مطلب : و دستبرد در احکام الهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




فریاد زدن عمربن خطاب بین نماز

زمانی که پیامبر همراه با اصحاب در راه مکه مشغول نماز خواندن بودن ،چوپانی همراه گله اش از آنجا می گذشت، و ...عمر در وسط نماز فریاد کشید:ای چوپان شترهاتت را باز گردان و شتر چران هم چنین کرد.

پیامبر پس از نماز فرمودند:چه کسی در بین نماز فریاد زد؟ گفتند : عمر بود

حضرت فرمودند :ای زاده خطاب گویا تو هیچ نمی فهمی!!؟؟ 

 

 

کنزل العمال ج8 ص208 شماره 22581





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




  عمربن خطاب و فرار در جنگ احد مانند بز کوهی

 

سیوطی در تفسیر الدرالمنثور , جلد 4, ذیل آیات 154-155 سوره آل عمران روایت می کند:

عمربن خطاب، روز جمعه، سوره آل عمران را خواند… وقتی به این آیه رسید، « کسانی از شما که در روز رو به رو شدن دو جمعیت با یکدیگر ( در جنگ احد ) ، فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت…» گفت: وقتی روز احد، مشرکان را شکست دادیم، من فرار کردم تا این که از کوه بالا رفتم و همانا خود را دیدم که همانند بز کوهی، از کوه بالا میدوم!!! و مردم ندا می دادند که محمد ( صلی الله علیه وآله وسلم ) کشته شد. من گفتم: هر کس را ببینم که بگوید محمد ( صلی الله علیه وآله وسلم ) کشته شد او را میکشم!! بعد ما روی کوه جمع شدیم، پس این آیه نازل شد. « کسانی از شما که در روز روبرو شدن دو جمعیت با یکدیگر ( در جنگ احد )، فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت…».

 

 

چنان که کاملا روشن است، بزرگترین علمای مخالفین شیعه، به فرار عمر در جنگ احد، تصریح کرده اند و جای هیچ ابهامی در این زمینه نیست. حال باید از کسانی که مدعی شجاعت عمر بن خطاب هستند، سوال کرد: آیا شما از این ماجرا اطلاع دارید؟ چگونه می توان کسی را که در جنگ فرار می کند و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را تنها می گذارد، شجاع نامید؟ آیا معنی شجاعت تغییر یافته یا تعصب و لجاجت، راه را بر درک حقیقت بر شما بسته است؟

 

برگرفته از سایت :

http://mohsenie-omalhossain.blogfa.com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




عمربن خطاب و قتل های زنجیره ای دخترانش

 

وقد جاءَ عن عمرَ رضی الله عنه قولُه : أمرانِ فی الجاهلیةِ . أحدُهما : یَبْکِیْنِی والآخرُ یَضْحَکُنِی .
أما الذی یبکینی : فقد ذَهبتُ بابنةٍ لی لَوَأَدُها ، فکنتُ أحفَرُ لها الحفرةَ وتَنْفَضُّ الترابَ عن لِحْیَتِی وهی لا تدری ماذا أریدُ لها ، فإذا تَذَکّرتُ ذلک بَکَیْتُ .
والأخرى : کنت أصْنَعُ إلهًا من التمرِ أضَعُهُ عند رأسٍ یَحْرُسُنِی لَیلاً ، فإذا أصْبَحْتُ مُعَافًى أکلتُه ، فإذا تَذَکرت ذلک ضَحِکْتُ من نَفْسِی

 

این سخن از عمر نقل شده است که : دو خاطره از دوران جاهلیت دارم که یکی از آن‌ها مرا گریه و دیگری به خنده می‌آورد .
اما آن خاطره‌ای که مرا به گریه درمی‌آورد این است که : من رفتم تا دختر خودم را زنده به گور کنم؛ من برای او گودال می‌کندم؛ ولی او خاک‌ها را از ریشم می‌زدود؛ در حالی که نمی‌دانست من چه قصدی برای او دارم. وقتی این خاطره را به یاد می‌آوردم، گریه می‌کنم.
اما دیگری: من خدای از خرما می‌ساختم، شب‌ها آن را بالای سر خود می‌گذاشتم تا از من محافظت کند؛ وقتی صبح می‌شد و گرسنه می‌شدم، آن را می‌خوردم . وقتی این خاطره را به یاد می‌آورم، به خودم می‌خندم .

 

منبع:

الجکنی الشنقیطی، محمد الأمین بن محمد بن المختار (متوفاى 1393هـ.)، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، ج 8 ص 439، تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفکر للطباعة والنشر. - بیروت. - 1415هـ - 1995م.
التمیمی الحنبلی، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفاى 1225هـ)، الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنة والکتاب، ج 9 ص 80 ، طبق برنامه الجامع الکبیر





نوع مطلب : و زنده بگورکردن دخترانش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شراب خواری عمربن خطاب حتی در لحظه مرگ

 

در کتاب معتبر الطبقات الکبری آمده است:

عن عبد الله بن عبید بن عمیر أن عمر بن الخطاب لما طعن قال له الناس یا أمیر المؤمنین لو شربت شربة فقال أسقونی نبیذا وکان من أحب الشراب إلیه قال فخرج النبیذ من جرحه مع صدید الدم .

ترجمه: از عبد الله بن عبید بن عمیر (نقل شده است) که هنگامی که عمر بن خطاب ، چاقو خورد ، مردم به او گفتند : ای امیر مومنان ، اگر نوشیدنی بنوشی (خوب است ) ؛ پس گفت : به من نبیذ دهید !!! و نبیذ از دوستداشتنی ترین نوشیدنی ها در نزد وی بود . عبد الله گفت :  نبیذ از زخم وی همراه با لخته های خون خارج شد .

 

اسناد:

الطبقات الکبرى ، محمد بن سعد ، ج 3 ، ص 354 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 44 ، ص 430 و با کمی تفاوت در : السنن الکبرى ، البیهقی ، ج 3 ، ص 113 و فتح الباری ، ابن حجر ، ج 7 ، ص 52 و المصنف ، ابن أبی شیبة الکوفی ، ج 5 ، ص 488 و الاستیعاب ، ابن عبد البر ، ج 3 ، ص 1154 و...





نوع مطلب : و شرب خمر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




عمربن خطاب قاتل دخترانش

 

نووی شافعی در کتاب المجموع می نویسد:

وَرُوِیَ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ أَنَّهُ قَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنِّی وَأَدْتُ فِی الْجَاهِلِیَّةِ
فَقَالَ : أَعْتِقْ عَنْ کُلِّ مَوْؤُودٍ رَقَبَةً .والموؤودةُ البنتُ المقتولةِ عندما تَوَلَّدَ ، کان أهلُ الجاهلیةِ یفعلونَ ذلک مخافةَ العارِ والفقرِ.

 

از عمر بن خطاب روایت شده است که گفت: ای رسول خدا ! من در دوران جاهلیت دخترانم را زنده به گور کرده‌ام (چه کار کنم؟) . آن حضرت فرمود: برای هر دختری که زنده به گور کرده‌ای، یک بنده آزاد کن .
مؤوده به دختری می‌گویند که در زمان تولد کشته شده است. مردم دوران جاهلیت، این کار را به خاطر ترس از ننگ و فقر می‌کشتند.

 

منبع:

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى676 هـ)، المجموع، ج 19 ، ص 187 ، ناشر: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، التکملة الثانیة.





نوع مطلب : و زنده بگورکردن دخترانش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




عمربن خطاب مبغوض پیغمبر اکرم (ص)

 

ابو موسى اشعرى روایت شده است که گفت :

 عمر پرسش هایى از پیغمبر کرد که باعث نارحتى رسول خدا - صلّى اللّه علیه وآله - گردید، حضرت به طورى غضبناک شد که عمر آثار غضب را در چهره پیغمبر - صلّى اللّه علیه وآله - مشاهد نمود.

بخارى نیز این روایت را در صحیح خود، جلد اول ، باب : ابواب کتاب العلم ، باب : الغضب فى الموعظة والتعلیم ، ص 19، آورده است .

باید داسنت کسانی که خدا و رسول اکرم ص را آزار می دهند به گفته خداوند در قران، لعنت شده و مستحق عذاب هستند:
قطعاً آنان که خدا و پیامبرش را مى‏آزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان مى‏کند، و براى آنان عذابى خوارکننده آماده کرده است. (احزاب/57)





نوع مطلب : و توهین به حضرت محمد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




عمربن خطاب بی رحم و زنده به گور کردن دخترانش

 

ماوردی بصری شافعی نیز در کتاب الحاوی الکبیر می نویسد:

وَرُوِیَ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ أَنَّهُ قَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنِّی وَأَدْتُ فِی الْجَاهِلِیَّةِ. فَقَالَ : أَعْتِقْ عَنْ کُلِّ مَوْؤُودٍ رَقَبَةً .وَذَلِکَ أَنَّ الْعَرَبَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ کَانَتْ تَحْفِرُ تَحْتَ الْحَامِلِ إِذَا ضَرَبَهَا الطَّلْقُ حُفَیْرَةً یَسْقُطُ فِیهَا وَلَدُهَا إِذَا وَضَعَتْهُ ، فَإِنْ کَانَ ذَکَرًا أَخْرَجُوهُ مِنْهَا ، وَإِنْ کَانَ أُنْثَى تُرِکَتْ فِی حُفْرَتِهَا ، وَطُمَّ التُّرَابُ عَلَیْهَا حَتَّى تَمُوتَ ، وَهَذَا قَتْلُ عَمْدٍ ، وَقَدْ أُوجِبَتْ فِیهِ الْکَفَّارَةُ.

از عمر بن خطاب نقل شده است که گفت: ای رسول خدا ! من در جاهلیت دخترانم را زنده به گور کردم (چه کار کنم؟) آن حضرت فرمود: برای هر دختری که زنده به گور کردی، یک بنده آزاد کن .
و این به آن دلیل است که عرب‌ها در جاهلیت، در زیر پای زن حامله، گودالی می‌کندند، وقتی وضع حمل می‌کرد، بچه‌اش در داخل آن گودال می‌افتاد، پس از آن اگر پسر بود، او را بیرون می‌آوردند؛‌ و اگر دختر بود، در همان گودال رهایش می‌کردند و خاک بر او می‌ریختند تا بمیرد. این کار ، قتل عمد به حساب می‌‌آید و سبب وجوب کفاره می‌شود.

 

منبع:

الماوردی البصری الشافعی، أبو الحسن علی بن محمد بن حبیب (متوفاى450هـ)، الحاوی الکبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی وهو شرح مختصر المزنی، ج 13 ص 67 ، تحقیق الشیخ علی محمد معوض - الشیخ عادل أحمد عبد الموجود، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ -1999م.
محمد امین شنقیطی متوفای1393هـ در أضواء البیان و تمیمی حنبلی متوفای1225هـ در الفواکه العذاب نوشته اند





نوع مطلب : و زنده بگورکردن دخترانش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوار صوتی عیدالزهرا با صدای مرحوم حاج احمد کافی (ره)

دانلود نوار صوتی





نوع مطلب : تبری و عیدالزهرا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




عمربن خطاب و  پرتاب میوه نیم خورده به صورت پیامبر (ص)

در کتاب «شناسایی هفت تن در صدر اسلام» آمده است که ابی عسیب روایت کرده است: «که رسول خدا شبی بیرون آمد و مرا خواند. من نزد او رفتم. به ابوبکر گذر کرد او را فرا خواند. به عمر رسید او را هم صدا زد، تا نزدیک دیوار خانه بعضی انصار رسیدیم. به صاحبخانه فرمودند: چیزی به ما بخورانید. او مقداری انگور آورد. همه خوردند. پس آب خواست، آب هم آشامید. سپس چنین گفت: از شما از این نعمتها سوال خواهد شد. عمر آن انگور را گرفت و محکم به زمین زد تا آب آن به صورت رسول خدا پاشیده شد؛ سپس چنین گفت: «یا رسول الله انّا لمسئولون عن هذا یوم القیامۀ» یعنی ما از این عمل هم سوال می شویم. رسول خدا فرمود: چنین است»

 

این واقعه در کتب زیر مندرج می باشد:

من حیات خلیفه عمربن خطاب؛ عبدالرحمن احمد البکری

شناسایی هفت تن در صدر اسلام؛ عباس نجفی راسخی

سبعۀ من سلف؛ علامه فیروزآبادی

سنن (شعب الایمان) ؛ بیهقی

المصابیح؛ ابی محمد الحسین بن مسعود فراء بغدی

تفسیر جامع البیان؛ محمدبن جریر طبری، ج3

مرقاة المفاتیح فی شرح مشکاة المصابیح؛ علی بن سلطان محمد قاری

مسند؛ احمدبن حنبل، جلد 5

الاصابه فی معرفۀ الصحابه؛ ابن حجر عسقلانی، ج7

حلیۀ الاولیاء؛ حافظ ابونعیم، ج2





نوع مطلب : و توهین به حضرت محمد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مسلمان کیست؟؟؟

مسلمان یعنی کسی که تسلیم خواست و اراده ی خداوند شود. حال از خود سؤال می کنیم که کسانی که در کودتای سقیفه خود را خلیفه خدا خواندند و غصب خلافت الهی کردند و امّت عظیم اسلام را به انحراف کشانیدند و برخلاف قرآن و دستور خدا و رسولش عمل کردند ((أطیعوا الله و أطیعوا رسول)) خلیفه ی بر حقّ خداوند را خانه نشین کردند و همسر او، دخت پیامبراعظم (ص)، حضرت امّ المؤمنین فاطمة الزهرا عصمة الله الکبری (س) را به شهادت رساندند و حضرت محسن (ع) پسر خلیفه خدا و نوه رسول خدا را در رحم حضرت فاطمه (س) شهید کردند و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کردند ((عمر بن خطاب متعه و احکام الهی دیگر را به دستور خودش حرام کرد)) و هزاران جنایت و خونریزی و تجاوز و کتابسوزی که در سال هایی که در زمان غصب خلافت در ایران، قسمت اعظم آسیا، اروپا و افریقا کردند. آیا می توان اینان و پیروانشان (عمریون) را مسلمان نامید؟ آنان غصب خلافت کسی را کردند که بعد از حضرت محمّد (ص) اولین شخص نظام هستی است که در هیچ یک از دوران های دیگر همانند او نخواهد آمد. اوست علی عالی اعلی مولانا امیرالمؤمنین حضرت وصیّ علی بن ابی طالب علیه السّلام.

 





نوع مطلب : و غصب خلافت امام علی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 ابنه ای بودن عمربن خطاب و لواط دادن او از کتب معتبر اهل سنت

ابن سعد در بحث استخلاف عمر می گوید:
قال: أخبرنا إسحاق بن یوسف الأزرق و محمد بن عبد الله الأنصاری و هوذة بن خلیفة قالوا: أخبرنا ابن عون عن محمد بن سیرین قال: قال عمر بن الخطاب: ما بقی فی شی‏ء من أمر الجاهلیة إلا أنی لست أبالی إلى أی الناس نکحت و أیهم أنکحت.
یعنی: عمر میگوید:از احوال وامور جاهلیت چیزی در من باقی نماند الا اینکه هنوز برای من فرق نمی کند که کسی مرا بکند یا من کسی را بکنم. (1)

بخاری در صحیح خود چاپ هند می گوید:

کان سیدنا عمر مأبونا ًو یتداوی بماء الرجال

یعنی آقای ما عمر ابنه ای بود و با آب مردان خود را مداوا می کرد.

ابن حجر عسقلانی در فتح الباری شرح بخاری چاپ بولاق برای توجیه این مطلب می گوید: ماء الرجال نبت ینبت فی الیمن. یعنی ماءالرجال گیاهی است که در یمن می روید !
و جواب ابن حجر را یکی از بزرگان چه خوب داده است که:ماءالرجال نبت،ینبت بین الصلب و الترائب. و همچنین سیوطی در کتاب تصحیح لغة ابنة چاپ بولاق، و ابن اثیر جزری در اغلاط القاموس به این مطلب تصریح کرده اند.
(توجه داشته باشید که این سند در بخاری های فعلی کاملا حذف شد)
همچنین احمد بن محمد السیاری در التنزیل و التحریف می گوید: شخصی بر امام صادق علیه السلام وارد شد. و گفت: سلام بر تو ای امیرالمومنین !
امام صادق علیه السلام ایستادند و فرمودند: همانا این اسم تنها مختص مولا امیرالمونین علی بن ابیطالب علیه السلام و هیچ کس صلاحیت آن را ندارد. و کسی راضی نمی شود او را امیرالمونین علیه السلام خطاب کنند مگر اینکه مابون باشد! و اگر ابنه ای نباشد به آن مبتلا می شود.

و این قول خداوند است که میفرماید:

إِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً وَ إِنْ یَدْعُونَ إِلَّا شَیْطاناً مَرِیداً (نساء/117) یعنی: نمى‏خوانند جز خدا مگر منفعلها (مادگانی) را، و نمى‏خوانند مگر شیطان بیفائده را. (2)

این در حالی است که در بسیاری از روایات آمده مردم ابوبکر ، عمر و عثمان را "امیرالمومنین" می نامیدند. و ایشان نیز هیچگاه به این مساله اعتراض نکردند و بلکه از این لقب راضی نیز بودند !

اسناد:
(1) طبقات الکبری ج3ص269چاپ بیروت سال 1377ه ق 1957میلادی
(2) مستدرک الوسائل ج10ص400





نوع مطلب : و لواط دادن «ابنه ای»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 1391/02/27 :: نویسنده : یا محسن بن علی

پیامبراکرم (ص) در روز غدیر خطبه ای برای قریب صد و بیست هزار نفر از مسلمان و جهان اسلام ایراد کردند و برای این پیام مهم خداوند در آن گردهمایی بزرگ همه ی جهان اسلام را فراخواندند. این پیام مهم الهی را با هم می خوانیم:

فراز هایی از خطبه رسول اکرم (ص) در غدیرخم: ((پیامبراکرم (ص) دست حضرت علی (ع) را بالا بردند و فرمودند:))

 

مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی أخی وَ وَصیی وَ واعی عِلْمی، وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی : ای مردم ! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من و اوست جانشین من در میان امّت.

إِنَّهُ خَلیفَةُ رَسُولِ الله وَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَ الْإمامُ الْهادی مِنَ الله : همانا او [علی] است جانشین رسول الله و فرمانروای مؤمنان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا.

أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی، وَ مُوالاتُهُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَی : همانا هر آن كه من سرپرست اویم، اینک علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من كه سرپرستی و ولایت او حكمی است از سوی خدا كه بر من فرستاده شده است.

أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی (عَلی أُمَّتی) وَ الْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِی بَعْدی وَ هُوَ وَلِیُّكُمْ بَعْدَ الله وَ رَسُولِهِ : همانا علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیكن پیامبری پس از من نخواهد بود. او [علی]، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ یَتُوبَ الله عَلی أَحَدٍ أَنْكَرَ وِلایَتَهُ وَلَنْ یَغْفِرَ لَهُ : ای مردم! او [علی] از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منكر او را نپذیرد و او را نیامرزد.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّما أَكْمَلَ الله عَزَّوَجَلَّ دینَكُمْ بِإِمامَتِهِ : ای مردم! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت او [علی] تكمیل فرمود.

 

خطبه پیامبراکرم (ص) در غدیر خم در کتب اهل سنت آمده و مورد تایید علمای اهل سنت و شیعه می باشد:                     

اسناد خطبه غدیر از کتب اهل سنت : الارشاد: ص420* تاریخ الخلفاء:ص114و158و179* تفسیر الطبری:ج3ص428* تفسیر فخر الرازی: ج3ص636* التاریخ الکبیر: ج1ص375،ج2قسم2ص194* صحیح مسلم:ج4ص1873* صحیح الترمذی:ج1ص32،ج2ص298،ج5ص633* عمده الاخبار:ص191* مصابیح السنه:ج2ص202و275 * العثمانیه:ص145* التمهید و البیان(أشعری):ص237 و  بیش از 100 سند معتبر از کتب اهل سنت

 

نتیجه می گیریم که حضرت علی (ع) خلیفه بلافصل ((بدون فاصله)) پیامبراکرم (ص) است و خداوند ایشان را خلیفه خود بر روی زمین قرار داد و به واسطه ی حضرت محمّد (ص) به مسلمانان ابلاغ نمود.

 

و در پایان خطبه غدیر این آیه بر رسول اکرم نازل گردید:

﴿الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَرَضیتُ لَكُمُ اْلإِسْلامَ دینًا﴾

‏«امروز[با اعلام خلافت بلافصل علی]دین شما را برایتان كامل و نعمت ‏خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما[به عنوان]آیینى برگزیدم»

اسناد{کتاب الولایه ابوجعفر، الدر المنثور سیوطی جلد2، مفتاح النجا رسعنی، تاریخ بغدادی جلد8 ص290 و ...}

 

 





نوع مطلب : و غصب خلافت امام علی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 2 )    1   2